خرید بک لینک
بعضی وقتا میدونی داری خواب می بینی ولی انقد خوابت قشنگه که وقتی هرچی صدات میکنن که بیدار شی،میگی بیدارم بیدارم...بعد پتو رو میکشی رو سرتو میپرسی:کجا بودیم؟؟!؟بعضی وقتا میدونی که مجازات تکرار اسمش محر

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 16:16

آدم هر چی سنش میره بالاتر بیشتر با زندگی درگیر میشه و بیشتر یاد میگیره عاقل باشه...این روزا فکرم در مورد خیلی چیزا عوض شده...هر چی بیشتر میگذره بیشتر نسبت به خواسته های قبلیم بی تفاوت میشم...میبینم که

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 16:16

زندگی همینقدر بی رحمه که بزرگ میشی و میبنی هیچ چیزی شبیه رویاهای بچگیت نیست.حتی رویاهای همین چند سال پیشت.میفهمی قرار نیست همیشه شاهزاده ی سوار بر اسب سفید بیاد و همه چیزو درست کنه و تورو با خودش ببره

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 16:16

ساده که باشی
آدمها خیلی زود دوستت می شوند
و تو خیلی دیر می فهمی دشمنت بود
ساده که باشی
آدمها با همۀ کمبودهایشان به غرورت حمله می کنند
و با همه غرورشان مچاله ات می کنند
ساده که باشی
تو همیشه رو بازی می کنی
و آدمها همیشه بازیگرانِ پشت پرده می مانند
ساده که باشی
اوقات بیکاری آدمها را با سادگی ات ُپر می کنی
و خود در لحظه های اندوه، تنها می مانی
ساده که باشی
سادگی ات را حماقت می خوانند
کسی نمی فهمد که تو از فرطِ " آدم بودن " ساده ای

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 16:16

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما
تو مهربانترینشان بودی
عمیقترینشان
عزیزترینشان

بعد از تو آدمها
تنها خراشهای کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند

بعد از تو آدمها
تنها خراشهای کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند اما
نبردند

تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی
و هر بار
عزیزتر از پیش
هر بار عمیق تر

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 16:16

صفحه بندی